تبليغاتX
عروسك شكسته دل
 
 
   
 
  مدارا

بيا با من مدارا كن كه من مجنونم و مستم
اگر از عاشقي پرسي بدان دلتنگ آن هستم
بيا از غم شكايت كن كه من همدرد تو هستم
اگر از عاقبت پرسي بدان نازك دلي خستم
بيا از درد حكايت كن كه من محتاج آن هستم
اگر از زخم دل پرسي بدان مرهم بران بستم (شهرام شكوهي)


بشکستی  آن  دلی  را  که  شکسته  بد ز عشقت
ز چه رو به خویش بالی؟ که شکسته ای شکستی!

پ.ن : سلام بچه ها خواهشا از اين شعر كپي برداري نكنيد!.ممنون.

 
 
 |    نوشته شده توسط عارف
 
 
   
 
  ميخواستم تمام ابيات اين شعر رو قرمز كنم چون همه اش زيباست اما با اين حال...

نيستي

چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهاييست
ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشاييست
مرا در اوج ميخواهي تماشا كن ، تماشا كن
دروغ اين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن
در اين دنيا كه حتي ابر نمي گريد به حال ما
همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها
فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم
گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند
همه خود درد من بودند گمان كردند كه هم دردند
شگفتا از عزيزاني كه هم آواز من بودند
به سوي اوج ويراني پل پرواز من بودند (اردلان سرفراز)

اه هستي جز تمناي تو نيست
اه لذت جز تماشاي تو نيست
يك نفس دور از تو باشم مرده ام
زندگي جز مرگ در پاي تو نيست

 
 
 |    نوشته شده توسط عارف
 
 
   
 
 

افسانۀ شيرين

شب چو در بستم و مست از مي نابش كردم
ماه اگر حلقه به در كوفت جوابش كردم
ديدي آن ترك خطا دشمن جان بود مرا
گرچه عمري به خطا دوست خطابش كردم
منزل مردم بيگانه چو شد خانه ي چشم
آنقدر گريه نمودم كه خرابش كردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشي در دلش افكنده و آبش كردم
غرق خون بود و نمي مرد ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه ي شيرين و به خوابش كردم
زندگي كردن من مردن تدريجي بود
آنچه جان كند تنم عمر حسابش كردم (فرخي يزدي)
 
 
 |    نوشته شده توسط عارف
 
 
   
 
  قهر

نگه دگر به سوي من چه مي كني؟
چو در بر رقيب من نشسته اي
به حيرتم كه بعد از آن فريب ها
تو هم پي فريب من نشسته اي

به چشم خويش ديدم آنشب اي خدا
كه جام خود به جام ديگري زدي
چو فال حافظ آن ميانه باز شد
تو فال خود به نام ديگري زدي

برو... برو... بسوي او، مرا چه غم
تو آفتابي... او زمين... من آسمان
بر او بتاب زانكه من نشسته ام
به ناز روي شانه ي ستارگان

بر او بتاب زانكه گريه مي كند
در اين ميانه قلب من به حال او
كمال عشق باشد اين گذشتها
دل تو مال من، تن تو مال او

تو كه مرا به پرده ها كشيده اي
چگونه ره نبرده اي به راز من؟
گذشتم از تن تو زانكه در جهان
تني نبود مقصد نياز من

اگر بسويت اين چنين دويده ام
به عشق عاشقم نه بر وصال تو
به ظلمت شبان بيفروغ من
خيال عشق خوشتر از خيال تو

كنون كه در كنار او نشسته اي
تو و شراب و دولت وصال او!
گذشته رفت و آن فسانه كهنه شد
تن تو ماند و عشق بي زوال او! (فروغ فرخ زاد)
 
 
 |    نوشته شده توسط عارف
 
 
   
 
  چشم

گفت يار، از غير ما پوشان نظر، گفتم بچشم

وآنگهي دزديده، در ما مينگر، گفتم بچشم

گفت اگر يابي نشان پاي ما،بر خاك راه

برفشان آنجا بدامن ها گهر، گفتم بچشم

گفت اگر سر در بيابان غمم خواهي نهاد

تشنگان را مژده اي از ماببر، گفتم بچشم

گفت اگر گردي شبي،از روي چون ماهم جدا

تا سحرگاهان، ستاره مي شمر،گفتم به چشم (كمال خجندي)


ياد آن روز كه در صفحه ي شطرنج دلت

شاه عشق بودم و با كيش رخت مات شدم!!!!!....!

 
 
 |    نوشته شده توسط عارف
 
 
   
 
 

بارانی

با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی توفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آماده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیرزمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام (محمد علي بهمني)
 
 
 |    نوشته شده توسط عارف
 
 
   
 
  یاد دارم در غروبی سرد سرد           میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد میزد کهنه قالی میخرم              دست دوم جنس عالی میخرم

کاسه و ظرف سفالی میخرم            گر نداری کوزه خالی میخرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست      عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در خانه نیست     ای خدا شکرت ولی این زندگی است؟

بوی نان تازه هوشش برده بود           اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم
بی روسری بیرون دوید          گفت: آقا سفره خالی میخرید؟!


خداجون شکرت...
 
 
 |    نوشته شده توسط عارف
 
 
   
 
  سلام يكي از اشعار زيباي سعدي رو براتون گذاشتم از بوستاي سعدي باب عشق و مستي:

به مجنون كسي گفت كاي نيك پي             چه بودت كه ديگر نيايي به حي؟

مگر در سرت شور ليلي نماند؟                   خيالت دگر گشت و ميلي نماند؟

چو بشنيد بيچاره بگريست زار                     كه اي خواجه دستم ز دامن بدار

مرا خود دلي درد مندست ريش                  تو نيزم نمك بر جراحت مريش

نه دوري دليل صبوري بود                           كه بسيار دوري ضروري بود

بگفت اي وفادار فرخنده خوي                     پيامي كه داري به ليلي بگوي

بگفتا مبر نام من پيش دوست                    كه حيفست نام من آنجا كه اوست!!

(اين يعني عشق واقعي)

 
 
 |    نوشته شده توسط عارف
 
 
   
 
 
به نام یاور بر حق
سلام بر تمام عاشقان و دوستداران شعر. خدارو شکر خدا جونم هنوز به من مجال نوشتن رو داده و عزرائیل جان هنوز مامور گرفتن جان این ناچیز نشده! از اونجایی که اسم وبلاگ گویای همه چیز هست من فقط یه رفع ابهام کوچولو بکنم و بگم که علاوه بر شعر های حافظ و سعدی و مولانا از شعرای دیگه هم شعر خواهم گداشت! و یه چیز دیگه این که من شعر های حافظ رو از سه کتاب مختلف بررسی کردم و اون بیتی که به نظر خودم بهتر بود رو گذاشتم متاسفانه در نسخه های دیگه بعضی از ابیات تغییر کرده. این رو هم بگم من عاشق سعدی هستم و اونقدر از سعدی شعر اینجا میذارم تا همتون رو عاشقش کنم! شما هم بیکار نشینین و برام شعر های شاعر های بزرگ رو ایمیل کنید یا در بخش نظرات بنویسید.
 اوایل می خواستم وبلاگی با این اسم بسازم:
hafez-sadi-molana-Shamloo-Akhavan-Farrokhi-IrajMirza-Sohrab Va Gheyre
,ولی از اونجایی که خیلی طولانی بود مجبور شدم حذف به قرینه ی معنوی بکنم!
بگذریم، معمولا نویسنده در اولین پست خودشو معرفی میکنه ولی من این کار رو نمیکنم و بهتره ازین به بعد مـــــن نگم و بگم ما! تو این فکرم الان با چه شعری شروع کنم آها بهتره از غزل زهردار حافظ برای بسم الله وبلاگ شروع کنیم:
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد به آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه ی من خوابت هست
عاشقی را که چنین باده ی شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست
انچه او ریخت به پیمانه ی ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است و گر از باده ی مست
خنده ی جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه ی حافظ بشکست

منتظر شعر های شما هستم, به قول ایرج میرزا:
چیست دانی بدتر از مرگ ای نگار          انتظار است انتظار است انتظار!
 
 
 |    نوشته شده توسط عارف
 

pctfx3.3

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین